سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.

سگ بازها

ارسال شده توسط محمد وحیدی نژاد در 95/7/2:: 12:35 عصر



 این کلیپ گلچینی از برنامه های تبلیغ نگه داری سگ در شبکه های ماهواره ای فارسی زبان است.

آدرس کلیپ:

http://www.farsnews.com/MediaDisplay.aspx?nn=13950629000358 


حتما ببینید

کجا اسلام به حقوق حیوانات بی توجه است؟!!

اسلام دینی است که پیامبرش وقتی شنید زنی گربه ای را زندانی کرد تا از گرسنگی و تشنگی مرد، فرمود او به خاطر همین کارش جهنمی شد.


حرف اسلام فقط این است که ظرفیت های انسانی خودت را خرج سگ نکن، ارزش و هدف خلقت انسان خیلی بالاتر از این است که بخواهیم عاشق سگ بشویم و سگ را انیس و مونس خود بدانیم.


در این کلیپ ببینید که این عاشقان سگ چطور برای آزار سگ(که صددرصد کار غلطی است) به شدت غمگین می شوند، اما هرگز به جنایات و کشتار هر روز نوزادان در یمن ذره ای توجه نمی کنند، چه برسد به ناراحتی!

ببینید چطور نگهداری سگ را جایگزین خوبی برای نگه داری فرزند معرفی می کنند!

سگ به جای فرزند؟!!!!

بعید می دانم حتی سگ ها از معاشرت با چنین افراد بی شعوری راضی باشند.

در پایان از خداوند می خواهم :

خدایا ما را در زندگی ابدی هرگز با این موجودات سگ دوستت همراه مگردان، لانه سگ و یک قلاده سگ برایشان آماده کن تا از همراهی معشوقه شان لذت ببرند، البته اگر سگ ها قبول کردند.



صدای درون

ارسال شده توسط محمد وحیدی نژاد در 95/6/26:: 8:12 عصر

 

می نویسم چون که می خواهم صدای درونم آن چه را می خواهم با من بگوید، روزگاری فکر می کردم صدای درون من برای دیگران هم معنا دارد، اما اشتباه می کردم، وقتی واژه ها را کسی غیر از من بخواند، باورکن که معنایشان عوض می شود، واژه ها برای هرکس قراردادی تازه است، و من حیران مانده ام که چطور این همه دنیای متفاوت در یک واژه جا می گیرد. 

 


رابطه مستقیم رفاه زدگی با نق زدن

ارسال شده توسط محمد وحیدی نژاد در 95/6/25:: 9:11 عصر


شاید هر قاعده ای استثنا داشته باشد، اما تا وقتی غالب باشد می شود به چشم قاعده به آن نگریست.

یکی از این قاعده ها رابطه مستقیم میزان برخورداری از رفاه با میزان نق زدن است. منظورم از رفاه نه فقط به معنای برخورداری مالی، بلکه به معنای هرگونه دوری از مشقت و سختی است. به خاطر ویژگی خاص زندگی ام مردمان گوناگون از قومیت های زیادی را دیدم. به نظرم آمد هرکس که دشواری ای را تحمل کرده باشد و از آن عبور کرده باشد، به همان میزان روحش بزرگ می شود و در مواجهه بعدی با آن دشواری گویی سختی ای نمی بیند و از روبه رو شدن با آن واهمه ندارد. و هرکس با دشواری کمتری روبه رو شده باشد در مواجهه با آن سختی بیشتر نق می زند و همچنین هنگام شروع کار تازه مدام موانع آن کار را می شمارد و معمولا از زیر کار شانه خالی می کند.

البته این جا یک قاعده میانبر هم وجود دارد، برخی سختی ها چنان انسان را تغییر می دهند که بعد از آن فرد در مواجهه با هر سختی ای خم به ابرو نمی آورد و مرد میدان می شود و از کارهایی که به نظر ما ریسک بزرگی است راحت عبور می کند. یکی از نزدیک ترین این افراد که خداوند در زندگی من قرار داد پدرم بود، چیزهایی که در نظر اطرافیان او به نظر غیرقابل تحمل بود، در نظر او یک فرصت بود برای رشد بیشتر، وقتی داستان زندگی اش را مرور می کنم می بینم از یک روستا و محیط و فرهنگ کاملا محدود شروع کرد، اما هرگز در محدودیت ها و دشواری ها متوقف نشد، و بعد از عبور از هر دشواری قله های بیشتری را برای صعود انتخاب کرد، و به واقع فردی است که در میان آدم های زندگی ام کمتر از همه نق می زند و بیشترین نشاط را دارد تا جایی که برخی اطرافیان تصور کردند و شاید هنوز تصور می کنند که او زندگی راحت و رفاه زده ای داشته است، غافل از این که همه نوع فراز و نشیبی در زندگی او بوده است، دشواری هایی که حتی یک مورد از آنها زبان گلایه را در دیگران باز می کند.

و این قاعده ی این عالم است که انسان بزرگی روح را تجربه نمی کند مگر با عبور از دشواری ها. و این است حکمت آمیخته بودن زندگی دنیا با دشواری ها، چرا که بهشت را به بها می دهند و نه به بهانه.


یک خواهش(کمترین کاری که می توانیم انجام دهیم)

وقتی با چنین آدم هایی روبه شدیم، سکوت و نشاط آنها را به خوشی و بی دغدغه گی آنها معنا نکنیم، چرا که انسان هایی هستند که نه تنها نجیبانه دشواری های زندگی خود را تحمل و عزت مندانه سکوت می کنند، علاوه بر آن سخاوتمندانه بارهای دیگران را نیز به دوش می کشند.


متنی بود در رسای پدر عزیزم و نیز مرد جوانی از خویشاوندانم که نامش را نمی برم اما امیدوارم با روح بزرگش قله های بزرگی را در دنیا و زندگی جاودانش فتح کند. 



سنگ ها و سرها

ارسال شده توسط محمد وحیدی نژاد در 95/3/2:: 2:30 عصر

اگر یک سنگ را به سمت یک سر پرتاب کنیم می شکند!!!

مطلبی کاملا ساده!

اما می شود درباره جنس سنگ ها و سرها و نیز قواعد فیزیکی، بحث های علمی عمیق راه انداخت، و نتیجه گیری نیانداختن سنگ به سمت سر را به پایان این بحث ها واگذار کرد، زیرا ممکن است در فهم ما اشتباهی رخ داده باشد، ولی از آن جایی که سوال ها تمامی ندارند، هرگز به چنین سرانجامی نخواهیم رسید و همچنان سرها خواهد شکست!

ادامه در وبلاگ اندیشه های طلبگی


یک ابد!

ارسال شده توسط محمد وحیدی نژاد در 95/1/3:: 4:53 عصر

زندگی یعنی نود،هشتاد،هفتاد و شاید کمتر + یک ابد!

برای یک ابد خوب زندگی کنیم!


تمنا از آفتاب

ارسال شده توسط محمد وحیدی نژاد در 94/12/19:: 12:56 صبح

تمنای ماه از آفتاب

ماه برای تمنا از آفتاب رفته بود...

آخر این روزها تاریکی بیشتر رجز می خواند.


آفرین تهرانی ها!

ارسال شده توسط محمد وحیدی نژاد در 94/12/9:: 10:51 عصر

آفرین تهرانی ها

در این یادداشت با اکثریت تهرانی ها سخن می گویم و نه همه آنها! آنهایی که سرنوشت این انتخابات را رقم زدند!

ظاهرا تا این جای کار در تهران افرادی رای آوردند که دغدغه دارند، دغدغه هایی از جنس شل شدن روسری ها یا حتی برداشته شدنش، دغدغه ی رقص در هوای آزادی، دغدغه ی سفر های اشراف و شاید نیم نگاهی به طبقه میانی! دغدغه خرید بی دردسر هرچه نیاز است از بازار جهانی، و امید دارند به صمیمیت بیشتر با رفقای با پرستیژ جامعه جهانی(آمریکا،انگلیس،فرانسه،آلمان)، امید دارند به این که دیگر دردسر تولید کالاهای پیچیده را در داخل نکشند، چون رفقا زحمت تولیدش را در شبکه جهانی می کشند! نفت می فروشیم و می خریم! افرادی رای آوردند که می پرسند چرا بیهوده با غرب و اسراییل در بیافتیم و برای کشور هزینه و تنش ایجاد کنیم؟

آفرین تهرانی ها!

شما آزادید تا آینده ای را که دوست دارید انتخاب کنید، مطمئن باشید که کسی به خیابان نمی آید و راه تان را نمی بندد و زندگی تان را به آتش نخواهد کشید.

اما از ما نخواهید که مانند شما فکر کنیم، هرچند زندگی مومنانه دشواری هایی دارد اما باورمان این است که می شود هم مومن بود و هم خوشبخت، اگر مردانه پای کار بیاستیم می شود اقتصادی ساخت که هیچ تحریمی به آن آسیب نزند، می توان با تکیه بر توانایی های خود در دنیا سربلند بود و تحقیر قدرت ها را تحمل نکرد، اما همه این ها به کنار! راستش را بخواهید دلخوشی اصلی ما چیز دیگری است! همین که بتوانیم قلب ترسان کودکان شیعه در سوریه و عراق و لبنان و... را آرام کنیم برای ما یک دنیا ارزش دارد، کودکانی که هر لحظه احتمال می دهند تکفیری ها به خانه شان بریزند و سرهای خود و خانواده شان را بیخ تا بیخ ببرند، تکفیری هایی که حامیان اصلی شان همان کشورهای با پرستیژ غربی هستند.

همین دلخوشی برای ما بس است، شما هم منتظر خوشبختی ای باشید که منتخب هایتان به شما وعده داده اند.

راستی پای این نامه را با خون امضا می کنیم تا یک وقت نگویید، فقط حرف است. خون هایی که هر چند در گذشته زیاد ریخته شده است، اما برای یادآوری، این بار در سوریه نثار می کنیم.

به امید او که بیاید و نقشی زیبا در این دنیا بیافرند. 

 


بر مدار قدرت طلبی!

ارسال شده توسط محمد وحیدی نژاد در 94/11/13:: 10:51 عصر

هاشمی رفسنجانی

وقتی درجه ها بر مدار قدرت طلبی تنظیم شوند، هر ‌بار سکان را به طرفی می چرخانی که روز قبل حرکت به آن سمت اشتباه بود. وقتی واقعیت وجودت را پلورالیسم پرکرده است، حقیقتی وجود ندارد تا از نقض آن شرمنده باشی! تا دیروز دفاع بعضی افراد از ارزش های امام‌ خمینی(ره) در چشم تو حرکتی پوپولیستی برای فریب مردم بود. اما امروز برای یادگار امام(ره) اشک می ریزی و از جفا به بیت امام(ره) گلایه می‌کنی! جالبتر این است که جریانی که دیروز می خواست علیه خدا راهپیمایی کند، امروز به همراه تو غصه دار نواده امام انقلاب اسلامی شده است!

ای‌ عاقل دلسوز قانون!

ای کاش از همان ابتدا تبصره های قانون برای تو، اطرافیان و جریانت را در کتاب قانون می گنجاندند، تا این قدر برای دفاع از حقوقتان به زحمت نمی افتادی! 

 


وبلاگ اندیشه های طلبگی

ارسال شده توسط محمد وحیدی نژاد در 94/11/6:: 3:26 عصر

اندیشه های طلبگی وبلاگ دیگرم است که در آنجا یادداشت های حوزوی - علوم انسانی ام را منتشر می کنم.

نشانی: http://andisheham.blog.ir


یادآور مهربانی

ارسال شده توسط محمد وحیدی نژاد در 94/8/14:: 12:56 صبح


لطافتی که خداوند در وجود او نهاده، حس بکری را در تو بیدار می کند! قواره کوچکش، چهره ای که در پس آن هیچ راز و رمزی را پنهان نکرده است، و سخاوتمندانه به تو لبخند و طراوت را هدیه می کند. با دراز کردن دست های کوچکش به سمت تو هر لحظه مهربانی کردن را به تو یادآوری می کند، با نگاه های امیدوارانه اش به تو می نگرد و تو را یکپارچه خوبی و مهربانی می بیند، وقتی با او هستی انگار معصوم بودن را تجربه می کنی! و باور دارم بوسه بر گونه هایش سپیدم می کند .

کسی که فرزند خود را ببوسد، خداوند حسنه ای برای او می نویسد.وسائل الشیعه، ج 15، ص 194 

 





بازدید امروز: 33 ، بازدید دیروز: 42 ، کل بازدیدها: 97493
_